مرتضى مطهري

391

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

عراقى و او مصرى و او فرانسوى از روى زمين برچيده مىشود . عنصر اقتصادى * ( ( و يقسم المال صحاحاً ) ) * : تقسيم عادلانه و بالسويهء ثروت و اينكه اساساً فقيرى در روى زمين نباشد : * ( لايبقى موضع صدقة ( 1 ) ) * . هدف اسلام اين است كه فقر ريشه كن شود ، نه فقر باشد و اغنيا آنها را سير كنند . راجع به عنصر اقتصادى بايد گفت كه از نظر اسلام نيز اختلاف ثروت يك امر ضرورى نيست تا چه رسد به اينكه وجود فقر و فقير يك امر ضرورى باشد . هدف اصلى اسلام دو چيز است : يكى ريشه كن كردن فقر و ديگرى برابرى مردم در استفاده از مواهب خلقت ، و اصل * ( « والذين فى اموالهم حق معلوم . للسائل و المحروم » اصل ثانوى است . چيزى كه هست اسلام طرفدار اين اصل نيست كه كار به قدر طاقت و خرج به قدر احتياج ، يعنى لزوماً هركسى كار كند و نتيجهء كارش در يك صندوق مشترك ريخته شود و بعد همه على السويه به قدر احتياج استفاده كنند . از نظر اسلام كار به قدر طاقت و محصول كار هركس به خود او تعلق دارد و جامعه نمىتواند كسى را كه از طريق مشروع كسب ثروت كند از محصول كار خود محروم سازد مگر حاكم به حكم : * ( « النبى اولى بالمؤمنين من انفسهم » . ) * ولى همان طورى كه امثال غزالى گفته‌اند هدف اصلى اسلام اين است كه مردم از نظر رشد فكرى و عاطفى و ايمانى به حدى برسند كه من و تو از ميان برود و جيبها عملًا يكى شود . در حديث هم هست كه ايمانها آنگاه كامل است كه انسان براى برادر مؤمن مانند خود حق استفاده از ثروت خود قائل شود ( 2 ) . عليهذا طبق اين تز ، هم تساوى است و هم آزادى و استقلال ، هم تساوى اجتماعى است و هم فرديت و انديويدواليسم ( 3 ) . در تعبير حديث آمده است كه * ( يرضى عنه ساكن السماء و ساكن الارض ) * كه نكتهء مهمى دارد و تز جمع دنيا و آخرت در اسلام را

--> ( 1 ) ايضاً حديث عالى مزامله در بحار جزء 52 ، صفحهء 372 ( ر . ك : ص 398 ) ( 2 ) ر . ك : ص 398 ( 3 ) ر . ك : ص 408 نمرهء 38 ، ايضاً نمرهء 37 در صفحات 400 - 408